به نظر ما قرائت نخست اولى است . اما صرف نظر از معناى « ثقلين » ، آنچه اهميت دارد آن است كه صيغهء تثنيه بيانگر تساوى عترت و قرآن در رتبه و منزلت است . « 1 » پس چنان كه قرآن از سوى خداوند حكيم نازل شده و هيچ باطلى در آن راه ندارد :
« لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ » ، « 2 »
كلام اهل بيت عليهم السلام نيز مستند به وحى الاهى و عارى از هر باطلى است .
و همان سان كه ترديدى در قرآن نيست :
« ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ » ، « 3 »
در كلام اهل بيت عليهم السلام نيز ترديد راه ندارد . در نتيجه سخن و گفتار اهل بيت عليهم السلام به سان قرآن از هر باطل و خطايى معصوم است .
تاكيد بر تبعيت از اهل بيت
مسلم بن حجاج مىگويد : پيامبر پس از فرمودن « إنّي تارك فيكم » ، سه مرتبه فرمود :
أذكّركم اللَّه في أهل بيتي ، أذكّركم اللَّه في أهل بيتي ، أذكّركم اللَّه في أهل بيتي .
تكرار ، تذكر و توجّه دادن به اهل بيت جز لزوم پيروى از ايشان معناى ديگرى ندارد . مناوى دربارهء اين تأكيد و تكرار ، به نقل از حكيم ترمذى مىنويسد :
هامش
( 1 ) . گفتنى است در بعضى از الفاظ حديث « أحدهما أعظم من الآخر » ؛ يكى از آنها بزرگتر از ديگرى استآورده شده است ، ليكن در بيشتر احاديث لفظ ثقلين آمده و جمله مذكور وجود ندارد .
( 2 ) . سورهء فصّلت : آيه 42 .
( 3 ) . سورهء بقره : آيه 2 .