متوفاى 436 در ردّ آن ، كتاب الشافى فى الامامه را تأليف نمود . « 1 »
انكار صدور معجزه از امام و علم غيب او ؛ « 2 » حمل نصوص امامتِ بدون فاصلهء اميرالمؤمنين بعد از رسول خدا ، به بعد از عثمان . « 3 »
و نيز ادعاى تفتازانى بر اين كه نص جلى در امامت اميرالمؤمنين از ساختهها و پرداختههاى هشام بن حكم و ياران او است . « 4 » و همچنين در مباحث ديگر كه بر هر محققى پوشيده نيست .
برخى از اهل سنّت معاصر ، با علماى قديم خود - كه منكر وجود نص بر امامت ابوبكر و غير او بودهاند - مخالفت كرده تا با اين كار بتوانند خلافت كسى را كه بر على اميرالمؤمنين متقدّم شده تصحيح كنند . و اين عده باز اين فكر را از معتزله اخذ نمودهاند .
3 . اهتمام همهء فرقهها به علم كلام
چنان كه گذشت ، موضوع علم كلام ، اصول اعتقادى و براى اقامهء دلايل نقلى - از كتاب و سنّت - و عقلى در مسائل عقيده مىباشد ، و لذا همهء فرق اسلامى به تعليم و تعلّم اين علم و تأليف كتب در آن پرداخته و كوشش كردهاند تا انديشه خود را به اثبات رسانده و اشكالات را پاسخ دهند .
كتابهايى كه در علم كلام ، بزرگان شيعه ، اشاعره و معتزله از اهل سنّت ، نوشته و آثارى كه در اين زمينه از خود باقى گذاشتهاند غير قابل شمارش است ، علماى هر يك از دو فرقه كتابهاى مفصّل چند جلدى و نيز كتابهاى مختصر شامل همهء
هامش
( 1 ) . الشافى : 1 / 137 - 300 .
( 2 ) . الشافى : 2 / 26 .
( 3 ) . الشافى : 2 / 305 .
( 4 ) . الشافى : 2 / 119 .