بر قلب او شود ، و به اول جلوهء توحيد افعالى نايل گردد ، و پس از آن براى او راه سلوك إلى اللَّه مفتوح شود ، و لياقت ورود در صلاة حقيقى پيدا كند ، باذن اللَّه تعالى .
فصل دهم در سرّ استقبال به كعبه است
كه امّالقرى است و مركز بسط ارض است :
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها .
« 1 » و يَدُ اللَّه و بِحِيَالِ اللَّه و بِحيَالِ بَيْتِ الْمَعْمُور است كه سرّ قلب و در سماى رابعه است . پس ، كعبهء أمّ القرى سرّ آن بيت المعمور است كه سرّ قلب است و سرِّ سرِّ آن ، يد اللَّه ؛ و سرِّ مُستسرِّ آن ، اسم اللَّه الاعظم است .
پس ، اهل معرفت و اصحاب قلوب سرايت دهند حكم توحيد را از سرّ به علن و از باطن به ظاهر ؛ چنانچه در سرّ قلبِ خود جهات متشتته را فانى در وحدت تامه كنند و سرِّ
كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
« 2 » را دريابند در ظاهر ، جهات متشتتهء شرقيه و غربيه را در أم القرى كه مرتبهء وسطيت را دارد و غير شرقى و غير غربى است فانى كنند و سرّ « حِيال اللَّه » و « حِيال بيت المعمور » را دريابند .
و در نمازِ اوليا توجه به قبله ، ظهور سرّ احديّت است در ملك بدن ، چه كه به سرّ وجودىْ وجههء احديّهء غيبيّه را شهود كنند و بدان توجه نمايند ، و سرّ
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
« 3 » را مشاهده كنند و سرّ
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
را دريابند . و به مرتبهء لطيفهء اخوفيه به احديّتِ جمع اسماى ذاتيه كه لَيْسَ لَها غَرْبِيَّةُ غَيْبِ
هامش
( 1 ) - « و زمين را پس از آن بگسترانيد . » ( نازعات / 30 )
( 2 ) - « ( گويى ) ستارهاى درخشان است كه از درختى مبارك ، زيتون ، روشن مىشود كه نه شرقى است و نه غربى . » ( نور / 35 )
( 3 ) - « هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه خدا ناصيهاش ( زمام اختيارش ) را به دست دارد . » ( هود / 56 )