در معراج است كه مظهر استواى نور احدى و جمع احمدى است كه خود عرش استواى رحمان است :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى ؛
« 1 » و از اينجا سرّ وقوع آن در معراج معلوم شود ، با آنكه معراج در شب واقع شده ، تا اول طلوع شمس مالكيت از افق يوم القيامة كه يوم اتيان يقين است :
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ .
« 2 » پس ، از اول زوالِ استواى ظهور ، كه رو به احتجاب شمس احديّت در افق تعينات و امتداد اظلال است :
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ ،
« 3 » تا آنجا كه در تحت آفاق اجسام غروب كند ، وقت نماز مقربين و اهل سابقهء حُسنَى است :
إذا زالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ الْوَقْتان . « 4 »
و آن ، وقت ظهر و عصر است كه افضل صلواتند ، و صلاة وُسطى از آن دو خارج نيست ؛ گرچه اقرب در نظر فقاهت آن است كه آن ، نماز ظهر است ؛ و در مسلك عرفان ، هر دو صلاة است به طريق ظاهريت و مظهريت و اوليت و آخريت :
انَّما هِىَ ارْبَعٌ مَكانَ ارْبَع ؛ « 5 »
و در اخبار از هر دو به صلاة وسطى تعبير شده .
و وقت صلاة عصر ، هنگام خطيئهء آدم عليه السلام به ورود در حجاب تعين و ميل به شجرهء طبيعت است .
و اما صلاة عشاءين ، در اوقات ظلمت ديجور طبيعت و احتجاب تامّ شمس حقيقت است ، براى خروج از اين ظلمت به توبهء صحيحه از خطاى غريزى ابو البشر عليه السلام به صلاة مغرب ؛ و خروج از ظلمات قبر و صراط و قيامت ، كه بقاياى ظلمت طبيعت است ، به طريق مشايعت ؛ چنانچه در حديث اهل بيت عصمت و طهارت است كه مغرب وقتى است كه آدم توبه كرد ، پس سه ركعت نماز خواند ، يكى براى خطيئهء خود ، و يكى براى خطيئهء حواء
هامش
( 1 ) - « رحمان بر عرش استيلا يافت . » ( طه / 5 )
( 2 ) - « پروردگار خود را عبادت كن تا يقين بيايدت . » ( حجر / 99 )
( 3 ) - « آيا پروردگارت را نمىبينى چگونه سايه را كشيد ( گسترد ) . » ( فرقان / 45 )
( 4 ) - « چون خورشيد به حد زوال رسيد دو وقت ( ظهر و عصر ) فرا رسيده است . » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، « باب مواقيت الصّلاة » ، حديث 3 .
( 5 ) - « همانا آن چهار ( ركعت ) به جاى چهار ( ركعت ) ديگر است . » وسائل الشّيعة ، ج 3 ، ص 211 ، « كتاب الصّلاة » ، « ابواب المواقيت » ، باب 63 ، حديث 1 .