هستى ، ارادت خالص كردم كه برخى از مقامات روحيّهء اولياى عظام را در اين سلوك روحانى و معراج ايمانىِ عرفانى به رشتهء تحرير درآورم . و من خود گرچه از همهء مدارج و معارج به لفظ و تركيبات آن قناعت كردم و به حليهء هيچيك از مقامات خُلقيّه و روحيّهء اهل قلوب زينت نيافتم ، ولى به مقتضاى آنكه
احِبُّ الصّالِحينَ وَ لَسْتُ مِنْهُم « 1 »
از ذكر محبوب اين اوراق را مزيّن مىكنم ، شايد اين تذكّر بىمغز و صورت بىمعنى مشفوع با اظهار عجز و نياز شده گوشهء چشمى از ارباب نظر و اولياى كُمّل عليهم السلام بر اين گرفتار آمال و امانىّ باز شود ، و جبر نقصان در بقيهء عمر گردد و عَلَى اللَّه التّكْلان . و مشتمل نمودم آن را به دو مقاله و يك مقدمه و يك خاتمه .
هامش
( 1 ) -احِبُّ الصالِحينَ وَ لَسْتُ مِنْهُمْ * لَعَلَّ اللَّه يَرْزُقُنى الصَّلاحا .( صالحان را دوست مىدارم و خود از آنان نيستم . اميد آنكه خدا صلاح روزيم سازد ) .