سپس به عنوان تعقيب نماز ، گفته مىشود همانا « تكبير » است . و « تكبير » گرچه نشانهء « جمال » حق است ، ولى « جلال » الهى در آن مستتر است ؛ زيرا خود « تكبير » عين « تنزيه » است ؛ چون معناى الله أكبر اين نيست كه خداوند بزرگتر از اشياء ديگر است ، بلكه معنايش اين است كه خداوند بزرگتر از توصيف است ، گرچه به وصف كبريايى مطلق باشد . و اين بزرگداشت از « توصيف » همان تنزيهى است كه از آيهء
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
« 1 » استفاده مىشود . و چون از اذان و اقامه و تكبيرهاى هفتگانهء افتتاحى گرفته تا تكبيرهاى سهگانهء تعقيب نماز خداوند تنزيه مىشود ، لذا نماز به نوبهء خود « تسبيح » خواهد بود ؛ و از اين جهت از آيهء
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ
« 2 » و آيهء
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
« 3 » دستور به نماز استفاده شده است ، كه منظور از « تسبيح » در بامداد و شامگاه همان نماز است ، نه ذكر مطلق . و اگر به مخلَصين ( به فتح ) اجازهء توصيف حق داده شد ، براى آن است كه ذوات مقدسه در اثر نيل به مقام « فنا » از خود سخن نمىگويند ، بلكه با لسان حق توصيف مىنمايند ( در قرب نوافل ) و حق به زبان آنها سخن مىگويد ( در قرب فرائض ) .
سيرى در سرّ الصلاة
جامعان بين « غيب » و « شهادت » مىكوشند همهء آنچه را فهميده يا يافتهاند به جامعهء بشرى منتقل كنند ؛ لذا گاهى در علوم نقلى با استنباط از ظواهر دينى تدريس و تصنيف دارند ؛ و زمانى در علوم عقلى با استمداد از علوم متعارفه و مبادى تبيينشدهء آن دراسه و كراسهاى به يادگار مىنهند ؛ و گاهى نيز در مشاهدههاى قلبى با استعانت از كشفهاى اوّلى خطاناپذير معصومان ( ع ) وراثتى و رسالتى را به شاهدان انتقال مىدهند ؛ و اسوهء سالكان خواهند شد .
يكى از چهرههاى درخشان جمع بين « غيب » و « شهود » استاد عاليمقام ، حضرت امام خمينى ( ره ) ، است كه راقم اين سطور از مهرماه 1334 تا سال 1341
هامش
( 1 ) - ( صافات / 180 ) .
( 2 ) - ( آل عمران / 41 ) .
( 3 ) - ( روم / 17 ) .