د . زندگى عادى ومعمولى
پيامبران به حكم اين كه براى هدايت مردم برانگيخته شدهاند زندگى عادى ومعمولى خواهند داشت آنان بسان مردم راه مىروند ، كار مىكنند ، عقد زناشوئى مىبندند وهرگز كارهاى متناسب با مرتاضان وتاركان دنيا را انجام نمىدهند . ولذا بايد برنامه پيامبران يك برنامه مفيد وسازنده باشد وهرگز نبايد مردم را به رهبانيت و ترك زندگى دعوت كنند . در صدر اسلام يكى از خرده هائى كه بر پيامبر مىگرفتند اين بود كه مىگفتند :
(
. . . ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ . . .
) ( سوره فرقان آيه 7 )
چرا اين پيامبر غذا مىخورد و مانند ما در بازار راه مىرود .
آنان كه اين ايراد را مىكردند از هدف بعثت آگاه نبودند كه پيامبر بايد با مردم بياميزد و از آنان فاصله نگيرد تا بهتر بتواند در آنان نفوذ كند .
ه - . اخلاص دردعوت
شيوه تمام پيامبران اين بود كه در دعوت خود خواهان اجر و پاداش نبودند ومنطق همگى اين بود كه :
(
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ *
) ( سوره شعراء آيه 109 )
براى كار خود اجر و پاداشى نمىطلبم ، اجر من بر عهده خداى جهانيان است .
و اگر پيامبر گرامى در موردى مىفرمايد :
(
. . . قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
) ( شورى آيه 23 )
بگو من مزد و پاداشى جز دوستى خاندانم نمىخواهم .
بدين جهت است كه يك چنين پاداش ، پاداش صورى است نه حقيقى ، زيرا نتيجه ارتباط با خاندان پيامبر به خود انسان باز مىگردد ، نه به خود آنها ، اين نوع ارتباط از قبيل ارتباط