علم كشف كرده است نمىتواند خدا را ثابت كند و تنها پديده هايى كه علت آنها شناخته نشده است ، گواه بر وجود خدا است . يك چنين طرز تفكر بهانه به دست دشمن مىدهد و دين را با علم ، ناسازگار قلمداد مىكند .
2 - گاهى ديده مىشود كه تنها وجود حيات وپيدايش آن در ماده ، نخستين ، پايه استدلال بر وجود خدا قرار مىگيرد ؛ به اين بيان كه : زمين ، جزء خورشيد بود ، چگونه اين موجود داغ و سوزان كه همه مواد حياتى آن كشته شده ، داراى حيات و زندگى گشت ؟
درحالى كه وجود حيات كنونى نيز ، مىتواند ما را به سوى خدا رهبرى كند و قرآن وجود موجودات زنده را در زمين ، نشانه وجود او گرفته است :
(
وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ
) ( سوره بقره آيه 164 ) .
در زمين از هر جاندارى پخش كرد .
ما در اين بخش به دلائل كمى اكتفاء كرديم زيرا وجود خدا ، آنچنان روشن است كه جز گروه كمى ، همه به آن معتقدند .
آنچه مهم است ، مسئله تحليل صفات خدا است كه سرچشمه بسيارى از مذاهب و مكاتب كلامى است .