رسالهاى تحت عنوان « رساله حول زيارة عاشوراء والبحث عن سنده و معناه » دارد ، كه فرزند دانشمندش در مقدمهء كتاب ديگر او « مطلع الانوار في ذكر الامام الغائب عن الابصار » ( چاپ اول ، مطبعه سعيد ، مشهد ، 1412 ) در ضمن شرح حال ايشان ، در زمرهء آثار مخطوط ، نام برده است .
41 - مرحوم مولى عبدالرحيم كرمانشاهى ، رسالهاى با عنوان « رسالة حول زيارة عاشوراء » دارد ، كه در مقدمهء كتاب « كشف الاسرار » ايشان ( در شرح منظومه فقهى علامه بحر العلوم ، كه به اهتمام آيت اللَّه جليلى كرمانشاهى چاپ شده ) ضمن شرح حال ايشان نام برده شده است .
42 - مرحوم آقا ميرزا محمد حسن نجفى ( 1236 - 1317 ) رسالهاى دربارهء زيارت عاشورا دارد . وى از شاگردان فقهاى بزرگى همچون صاحب جواهر ، صاحب ضوابط و شيخ انصارى است . و مدفن او در تخت فولاد اصفهان قرار دارد . بنگريد : تذكرة القبور ملا عبدالكريم گزى اصفهانى ، ص 34 - 36 .
43 - كتاب زيارة عاشوراء فوق الشبهات ( عربى ) ، تأليف استاد الفقهاء والمجتهدين فقيه مقدس ميرزا جواد تبريزى قدس سره « 1 » ، متوفاى سال
هامش
( 1 ) - بعضى از مقلدين فقيه مقدس ، مرحوم ميرزاى تبريزى قدس سره هر وقت به محضر اين مرجعفقيه شرفياب مىشدند ، به رسم يادبود هدايايى ذى قيمت از قبيل : عباهاى فاخر ، قبا و نعلين و . . . خدمت ايشان اهداء مىنمودند . اما مرحوم ميرزا قدس سره با در نظر گرفتن عدم استطاعت عامه طلاب از خريد چنين متاعى گران ، با متانت طبع از استفادهء آن هدايا غمض عين نموده و به ديگران اعطا مىكرد . و خود همان لباسهاى متعارف طلاب اكتفا مىكردند ، چنان كه هميشه از همان اشياى عادى ؛ از جمله كفش پلاستيكى سياه استفاده مىكردند ، نعلين معمولى به پا نموده و عبايى معمولًا ساده تهيه مىكردند و بارها مشاهده مىشد كه قباى آقا كهنه و قسمتى از آن پاره است ، اما آقا اصلًا اهميت نمىدادند . وقتى مىگفتيم : اين قبا كهنه شده ، مرحوم ميرزا قدس سره مىخنديد و مىفرمود : « مسألهاى نيست ، مىگذرد ! » و اين خصلت مرحوم ميرزا قدس سره در قلب طلاب به خصوص طلاب جوان بسيار جاى باز كرده بود و هيچ گاه مشاهد نشد مرحوم ميرزا قدس سره در خصوص لباس هاى خود اهميتى بدهند ؛ و ليكن در مورد نظافت بسيار مراقب بوده و لباسهايشان هميشه بسيار تميز بود . هر چند گاهى مشاهده مىشد كه لباس ايشان كهنه است ؛ اما در تميزى آن بسيار دقت نظر داشتند واصلًا از لباس كهنه پوشيدن لذت مىبردند و بارها مشاهده مىشد كه مىفرمودند : « من طلبهء معمولى هستم و دوست دارم طلبه باقى بمانم . عناوين دنيا نمىتواند مرا تغيير دهد . »