اللَّه فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب اللَّه واستمسكوا به فحث على كتاب اللَّه ورغب فيه ثم قال و اهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى . فقال له حصين و من اهل بيته يا زيد أليس نساؤه من اهل بيته قال نساؤه من اهل بيته و لكن اهل بيته من حرم الصدقة بعده قال و من هم قال هم آل على وآل عقيل و آل جعفر و آل عباس قال كل هؤلاء حرم الصدقة قال نعم ؛ « 1 »
يزيد بن حيان گفت : من و حصين بن سبره و عمر بن مسلم به نزد زيد بن ارقم رفتيم ، آنگاه حصين به او گفت : اى زيد ! تو با ديدن جمال رسول خدا صلى الله عليه و آله و شنيدن سخنانش و شركت در غزوات و نماز خواندن پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله خير و بركت زيادى به دست آوردى ، اى زيد اكنون از آنچه كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدى اندكى برايمان نقل كن ؟ زيد گفت :
اى پسر برادرم به خدا سوگند كاسه عمرم لبريز شده و بر بيشتر آنچه كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله ديده يا شنيدهام گرد فراموشى نشسته است . پس آنچه را كه به شما مىگويم بپذيريد و بر ما باقى آن اصرار نكنيد ، سپس گفت : روزى پيامبر خدا در ميان ما و در كنار رودى بين مكه و مدينه به نام خم خطبهاى خواند و بعد از حمد و ثناى الهى و موعظه و ارشاد فرمود : اى مردم بدانيد كه من همچون شما انسانم و بى ترديد اجلم نزديك است ، پس من او را اجابت خواهم كرد ، اما دو چيز گرانبها در ميان شما مىگذارم ، كتاب خدا ، كه در آن هدايت و نور است ، از قرآن
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 123 ؛ المعجم الكبير ، ج 5 ، ص 183 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 494 .