تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

زيارت عاشورا منقول در مصباح الزائر

على بن موسى ( ابن طاووس ) رحمه الله جمال العارفين ، سيد رضى الدين سيد على بن موسى بن جعفر بن طاووس رحمه الله « 1 » ، زيارت عاشورا را در فصل دهم از كتاب مصباح الزائر نقل
هامش
( 1 ) - سيد رضى الدين ، على بن موسى بن جعفر بن طاووس رحمه الله ، از نوادگان امام حسن مجتبى و امام سجاد عليهما السلام مىباشد و در روز 15 محرم سال 589 هجرى در شهر « حله » به دنيا آمد . جد هفتم ايشان مرحوم محمد بن اسحاق رحمه الله ، كه به دليل زيبايى و ملاحتش به « طاووس » مشهور شده بود ، از سادات بزرگوار مدينه محسوب مىشد . پدر او ، مرحوم موسى بن جعفر رحمه الله نيز ، از روات بزرگ حديث است كه روايات خود را در اوراقى نوشته بود و بعد از او ، فرزندش آنها را جمع آورى نموده و با نام « فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدى موسى بن جعفر » آن را منتشر نمودند . مادر او نيز دختر مرحوم ورام بن ابى فراس رحمه الله ، از بزرگان علماى اماميه بود . او مدت دو سال و نيم به تحصيل فقه پرداخت و پس از آن خود را از استاد بى نياز ديد و بقيهء كتب فقهى عصر خويش را به تنهايى مطالعه نمود . ابن طاووس رحمه الله كه از محضر اساتيد حله استفادهء كافى و لازم را برده بود ، براى استفاده از علماى ديگر شهرها عزم سفر نمود . او ابتدا به كاظمين رفت . پس از مدتى ازدواج نمود و ساكن بغداد شد . مدت 15 سال در شهر بغداد به تربيت شاگردان و تدريس علوم مختلف پرداخت . ورود سيد رحمه الله به بغداد سال 625 هجرى بوده است . سيد رحمه الله كه براى پذيرش پست‌هاى حكومتى تحت فشار دولت عباسى قرار گرفته بود از بغداد به حله ، زادگاه خودش ، مراجعت كرد . سيد رحمه الله مدت سه سال نيز در جوار امام هشتم عليه السلام به سر برد . سپس به نجف و كربلا هجرت كرده و در هر كدام حدود 3 سال مقيم شد . در اين زمان علاوه بر تربيت شاگردان و تدريس علوم مختلف ، همت اصلى خويش را بر سير و سلوك و كسب معنويات قرار داد . مادر پدرش نيز نوهء شيخ طوسى رحمه الله مىباشد و به همين دليل سيد گاهى مىگويد : « جدى ورام بن أبى فراس رحمه الله » و گاهى مىگويد : « جدى الشيخ الطوسى رحمه الله » برادرها و برادر زاده‌ها و فرزندان او نيز از علماى بزرگوار شيعه بوده‌اند . ابتداى تحصيلات سيد ابن طاووس رحمه الله در شهر -
زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى) — صفحة 140 | الميرزا جواد التبريزي