براى گلدسته اختصاص داده شده بود به خاطر احتياجى كه به آن براى تكميل سهم اختصاصىشان دارند از نظر شرعى جايز است ؟
بسمه تعالى
- چنانچه مالكين زمين آن تكه زمين را براى ساختن گلدسته وقف كردهاند ، نمىتوانند آن را به ملك اختصاصىشان ملحق كنند ، اگر ساختن گلدسته در آن قسمت ممكن نيست از آن قسمت براى ساختن چيز ديگرى كه از متعلقات مسجد حساب شود استفاده كنند ، و اللّه العالم .
1260
- شخصى خانهء خودش را با لفظ « وقفت » واگذار كرده به زيد و اولاد زيد با اين جمله « وقفت دارى لزيد و اعقاب زيد » حالا اعقاب و اولاد زيد منقرض شده و خانه موجود است ، تكليف اين خانه چيست ؟
بسمه تعالى
- در فرض سؤال كه نسل موقوف عليه منقرض شده ، خانهء مزبور به ورثهء واقف - كه در زمان موت واقف زنده بودهاند - منتقل مىشود و اگر آنها - يا بعضى از آنها - مردهاند به ورثهء آنها منتقل مىشود ، و اللّه العالم .
1261
- محلى است كه حدود پنجاه سال قبل مردم بارهاى گندم يا جو در آنجا وزن مىكردند و مىگذاشتند تا نوبت آنها بشود و آن را آسياب كنند و مدتها است كه اين زمين از فايدهء مذكور ساقط گرديده و معلوم نيست ملك شخصى است يا وقف ، و وارثى هم براى اين زمين موجود نيست ، ولى عالمى كه در آنجا بوده و در مسجد مجاور نماز اقامه مىكرده ، آنچه معلوم است از حدود بيست و پنج سال قبل اين زمين را اجاره داده بود و اجرت را صرف سوخت مسجد مىنموده ، البته در اين زمين چهار دكان هم ديگران حدود شصت سال قبل ساخته بودند و وقف سوخت مسجد نموده بودند ، خوب وقف اين دكانها معلوم است ولى وقف زمين نامعلوم است ، سؤال اينجاست آيا عمل آن عالم متقى و پرهيزكار دليل بر وقف بودن زمين مىباشد ؟
و اگر دليل بر وقف بودن نيست آيا مىتوان اين زمين را براى ساختمان اجاره داد و اجرت را خرج در سوخت مسجد نمود ؟
و آيا مىتوان در اين زمين مسكن براى خادم مسجد ساخت ؟