( 1503 )
- دخترى كه چه با زور و چه به ميل خود ازالهء بكارت شده ، اينك مىخواهد با مرد ديگرى غير از زانى ازدواج كند ، آيا ازدواج اينچنين دخترى منوط به اذن پدر است ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ در فرض ظاهر سؤال كه ازالهء بكارت به دخول شده است ، اذن پدر لازم نيست ، و الله العالم .
( 1504 )
زنى با شوهرش شرط كرده بود بعد از پنج سال ازدواج ، او را طلاق بدهد ، آيا اين شرط لازم الوفا مىباشد ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ شرط مزبور از جهت منافات آن با دوام عقد ، محل اشكال است ، بلكه دائمى بودن عقد با اين شرط هم مورد اشكال مىباشد ، و الله العالم .
( 1505 )
دخترى بالغ شده ، ولى در رشيد بودن او شك است ، براى عقد او پدرش در دسترس نيست ، آيا اجازهء حاكم شرع در عقدى كه به مصلحت اوست ، لازم است ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ اگر استعلام از پدرش ممكن باشد - و لو با تلفن يا تلگراف يا فرستادن شخصى - بايد از پدرش اجازه بگيرند ، و اگر پدر در سفر است و بعد از زمان كمى مثل يك ماه مىآيد ، بايد صبر كنند تا پدر بيايد ؛ و در غير اين صورت بايد امتحان شود ، اگر سفيه بودن او محرز شد ، بايد با ملاحظهء مصلحت او ، براى عقد او از حاكم شرع اجازه بگيرند ، و الله العالم .
( 1506 )
در فرض مزبور ، اگر بدون اجازهء حاكم شرع عقد مورد مصلحت او انجام شد ، آيا باطل است ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ احتياطاً به حاكم شرع مراجعه كنند و از او اجازه بگيرند ، و الله العالم .
( 1507 )
زنى عمداً نوهء دخترى خود را شير داده تا بر شوهرش حرام شود ، آيا مرتكب كار حرام شده ؟ آيا ضامن مهريه است ؟
[ جواب ]
باسمه تعالى ؛ ضامن مهريه نيست ، ولى اگر به قصد اضرار اين كار را كرده ،