* فصل سوّم : وضوى جبيره
كسى كه در بعضى از اعضاى وضويش جبيره است ( چيزى كه با آن زخم و شكستگى را مىبندند و دوايى كه روى زخم و مانند آن مىگذارند ، جبيره ناميده مىشود ) اگر بتواند هنگام وضو آن را برداشته و زير آن را بشويد و يا اينكه آن را در آب فرو برده و آب را به آن برساند ، بايد اين كار را انجام داده و البته مراعات نمايد كه تدريجاً آب را از بالا به پايين برساند . ولى اگر به خاطر ضرر نتواند اين كار را انجام دهد ، بايد روى آن جبيره را با دست مرطوب به آب وضو مسح نموده و به همان مسح اكتفا نمايد . و بنابر اقوى شستن جبيره اكتفا از مسح آن نمىكند و بايد تمام جبيره را مسح كند و مسح بعضى از آن كافى نمىباشد ، مگر در صورتى كه مسح تمام جبيره ممكن نباشد . مانند صورتى كه مقدارى از آن در داخل زخم واقع شده و يا اينكه زير نخهاى جبيره مستور شده باشد .
( مسئله ) جراحتهايى كه به وسيلهى باند پيچيده شده است ، حكم آنها مانند جبيره مىباشد و اگر باند پيچى نشده باشد ، اطراف آن بايد شسته شده و بنابر احتياط مستحب در صورت امكان روى آنها مسح شود و لازم نيست كه روى آنها پارچهاى انداخته و روى آن پارچه را مسح كنند ، اگرچه اين كار احتياط مستحب است .
( مسئله ) آلودگىهاى كه به وسيلهى ماليدن دارو بر روى زخم در بدن حادث مىشود ، حكم جبيره را دارد ، اما چيزى كه بحسب اتفاق روى بدن