مادر يك ششم و بقيه به فرزندان تعلق مىگيرد . ( هر پسرى سهم دو دختر ) .
( مسأله 2122 ) نوهها جاى فرزندان مىنشيند ، هنگامى كه فرزندان نباشند ، و با وجود آنها نوبت به طبقه بعدى نمىرسد . يعنى با وجود يك نوه نوبت به جدّ و جدّه نمىرسد .
( مسأله 2123 ) نوادگان پسرى سهم پدرانشان را مىگيرند و نوادگان دخترى سهم مادرانشان را مىگيرند ، يعنى اگر پدر و مادرشان زنده بودند چه سهمى در تركه داشتند ، همان سهم به فرزندان آنها مىرسد .
( مسأله 2124 ) اگر برخى از فرزندان ميّت در حال حيات او از دنيا رفتهاند و اولادى از خود برجاى نگذاشتهاند ، ولى از برخى ديگر اولادى برجاى مانده است . تنها آنان كه فرزند دارند زنده فرض مىشوند و تركه در ميان آنها تقسيم مىشود و سهم هر يك از آنها به فرزندانشان تعلق مىگيرند .
( مسأله 2125 ) ارث بردن نوادهها مشروط است بر اينكه ميّت فرزند صلبى نداشته باشد ، و گرنه همه تركه به او تعلق مىگيرد و نوادهها چيزى به ارث نمىبرند ، اگرچه فرزند صلبى فقط يك پسر و يا فقط يك دختر باشد .
( مسأله 2126 ) « حَبوه » اختصاص به پسر بزرگتر دارد ، و آن عبارت است از قرآن ، انگشترى ، شمشير و لباسهاى پدر ، خواه پسر مكلّف باشد يا نه ، حتى اگر در شكم مادر باشد ، خواه ميّت غير از آنها تركه ديگرى داشته باشد ، يا تركه ميّتمنحصر به آنها باشد .
( مسأله 2127 ) حبوه از اصل تركه برداشت مىشود ، ولى اگر ميّت قرضى داشته باشد كه همه تركه را فرا بگيرد ، پس از اداى دَين نوبت حبوه خواهد رسيد .
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 439
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤٣٩