واعمال زشت را كه در شأن انسان و الا ، نيستياد مى آوريم . از مثالهاى بخش نخست كه « معروف » باشدعبارت است از :
1 - توكل به خداى متعال وطلبيارى از او وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ( طلاق : 3 ) : هر كس به خدا توكل كند ، خدا او رابساست .
2 - نماز ، روزه و خمس و ديگر فروع دين كه بر هر مسلمان است كهنسبت به آنها متعهد باشد .
3 - صبر و شكيبايى كهانواعىدارد .
الف - صبر بربلا و لازماست انسان هنگام گرفتارى مثل بيمارى ، زندان ، بينوايى و تهيدستىوامثال آن ، صبر پيشه كند وسخنى ناروا بهزبان نياورد تا بتواند به اجر و پاداش صابران برسد . خداى متعال فرموده : إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ ( زمر : 10 ) صابرانو شكيباياناجرشان را بى حساب دريافت مى كنند .
درحديث از رسول خدا ( ص ) آمده است : « صبر سه قسم است : صبر در مصيبت و صبر درطاعت و صبردرمعصيت و گناه » .
و معناى صبر آننيست كه انسان براى رفع گرفتارى و اذيت و آزار ، كوشش نكند بلكه بر عكس مثلًا براى مريض لازم استكه به پزشك مراجعه كند تا بهبودى يابد واگرشفا نيافت
درس هاى آموزشى در احكام فقهى (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٢٤