طلاق بدهد ، بايد بر اساس وضع مالى خود چيزى به او بدهد . و بهتر است حال زن را نيز رعايت كند و چيزى كمتر از شأنش به او ندهد ، مگر اينكه طلاق خلعى باشد ، كه در اين صورت چيزى به او تعلّق نمى گيرد ، و در طلاق مبارات اشكال هست .
( مسألهء 3064 ) در عقدى كه مهريّه تعيين نشده ، اگر پيش از عروسى يكى از طرفين بميرد ، در اينجا نيز بنابر احتياط واجب بايد چيزى مطابق شأن و امكانات مالى مرد به زن داده شود .
( مسألهء 3065 ) اگر در عقد مقدار مهريّه تعيين نشود ، بلكه به نظر يكى از زوجين موكول شود ، اگر عقد موقّت باشد ، باطل مىشود و اگر عقد دائم باشد عقد صحيح است . پس اگر به نظر شوهر موكول شود ، او هر چه بگويد زن بايد بپذيرد ، كم باشد يا زياد . و اگر به نظر زن موكول شود ، او نمى تواند از مهر السّنّه تجاوز كند .
( مسألهء 3066 ) در فرض ياد شده ، اگر پيش از اظهار نظر ، يكى از آنها بميرد ، و هنوز نزديكى حاصل نشده باشد ، ديگر نيازى به اظهار نظر نيست ، بلكه چيزى مطابق شأن و امكانات مالى مرد به او تعلّق ميگيرد .
( مسألهء 3067 ) اگر در فرض ياد شده ، پس از نزديكى و پيش از اظهار نظر ، يكى از طرفين بميرد ، پس اگر حق نظر با شخصى بود كه از دنيا رفته ، به زن مهرالمثل داده مىشود ، و اگر حق نظر با كسى بود كه زنده است ، بر اساس مسألهء 3065 اظهار نظر مىكند و حكمش نافذ مىباشد .
( مسألهء 3068 ) به محض اجراى عقد ، زن مالك مهريّه مىشود و حق دارد همهء آن را مطالبه كند ، و اطلاق عقد ايجاب مىكند كه مهريّه نقد باشد ، خواه شوهر توانمند باشد يا تنگدست ، و ميتواند پيش از وصول كامل آن
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 640
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٦٤٠