شناخته شود و اعلميّت او روشن و چشمگير باشد ، واجب است از او تقليد كند .
( مسألهء 6 ) اگر در ميان مجتهدين هيچكدام برترى روشن نداشته باشد ، و نتواند به احوطِ اقوال عمل كند ، لازم است از كسى كه احتمال اعلميّت داشته باشد تقليد كند .
( مسألهء 7 ) اگر مجتهدين مساوى باشند ، پرهيزكارترين آنها را برگزيند ، اگر در آن جهت هم مساوى باشند ، از هر كدام تقليد كند كفايت مىكند .
( مسألهء 8 ) اجتهاد ، عدالت و اعلميّت مجتهد را از دو راه ميتوان به دست آورد :
1 - انسان شخصاً اهل خبره باشد ، به وسيلهء ارتباط و امتحان ، از روى آگاهى و يقين آن را به دست آورد .
2 - شهادت و گواهى افراد صاحب نظر و مورد اعتماد ، به شرط اين كه شهادت آنها مستند به امتحان باشد ، نه حدس و گمان .
( مسألهء 9 ) در صورت اختلاف نظر بين اهل خبره در تعيين اعلم ، شهادت آنها از اعتبار ساقط مىشود .
( مسألهء 10 ) اگر انسان احتمال دهد كه برخى از مجتهدين اعلم باشد ، بايد براى تشخيص آن تلاش كند .
( مسألهء 11 ) اگر پس از بررسى نتوانست اعلم را تشخيص دهد مطابق مسأله 6 و 7 رفتار كند .
( مسألهء 12 ) كسى كه مدّتى بدون تقليد عمل كرده ، بايد از مجتهد جامعالشّرائط تقليد كند و اعمال گذشتهاش را با فتواى او تطبيق دهد ، هر عملى كه به فتواى او صحيح نباشد بايد اعاده كند .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٥