تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى نور (ويژهنامه ايام فاطميه) (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
در پشت تپه‌ها و درختان كمين گرفته و راه مىرفتيد و ما بايد شكيبائى كنيم بر صدمه‌هائى از شما كه مثل خنجر بران و فرو رفتن سنان در ميان شكم بر ما وارد مىشود و شما اكنون گمان مىبريد كه براى ما ارثى نيست .

فدك ميراث پيامبر

آيا حكم جاهليت را مىطلبيد ؟ آيا براى گروه اهل يقين چه حكمى بالاتر و بهتر از حكم خداست ؟ آيا نمىدانيد ؟ در حالىكه براى شما مانند آفتاب درخشان واضح است كه من دختر اويم ! . اى مسلمانان آيا سزاوار است كه ارث پدرم را از من بگيرند ؟ اى پسر قحافه ! آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم ؟ ! عجب امر تازه و زشتى آورده‌اى ؟ آيا دانسته و به عمد كتاب خدا را ترك كرده و پشت سر مىاندازيد ؟ آيا قرآن نمىگويد : « سليمان از داود ارث برد و در آيه‌ى ديگر آنجا كه خبر زكريا را بازگو مىكند ، زكريا عرض كرد : پروردگارا مرا فرزندى عنايت فرما تا از من و آل يعقوب ارث برد . » و فرموده خويشاوندان رحمى اولى به يكديگرند و فرموده : خداى تعالى به شما درباره‌ى اولاد وصيت مىفرمايد كه براى پسر دو برابر بهره‌ى دختر است . و مىفرمايد : يعنى هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد بر شما نوشته شده است اينكه وصيت كنيد براى والدين و نزديكان ، حكمى است حق براى متقيان و شما گمان مىبريد كه مرا بهره‌اى نيست و سهمى از ارث پدرم ندارم ؟ آيا خدا