تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى نور (ويژهنامه ايام فاطميه) (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
معرفى پيامبر و فاطمه و على ( عليهم السلام ) آنگاه فرمود : اى مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم محمد است . آنچه ابتدا گويم همانرا در انتها نيز بر زبان خواهم راند . آنچه گويم غلط نيست و آنچه انجام دهم ظلم و جور نيست . پيامبرى از خود شما بر شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او گران است ، دلسوز بر شماست و بر مؤمنان مهربان و رئوف است . پس اگر پدرم را بشناسيد مىدانيد كه من پدرى دارم كه هيچ‌يك از زنان شما چنان پدرى ندارند و برادر پسر عمويم بود نه برادر مردان شما . چه نيكو بزرگوارى است آنكه من اين نسبت را به او دادم .

چگونگى آغاز رسالت

رسالت خود را رسانيد و سرآغاز نبوت را به انذار آغاز كرد . راه خود را از پرتگاه مشركان گردانيد . شمشير بر فرق آنان نواخت . گلوگاه آنان را گرفته فشرد و با زبان حكمت و موعظه حسنه آنان را به راه خدا دعوت كرد . بت‌ها را درهم مىشكست . سر سروران را منكوب مىكرد . تا جمعشان منهزم شده ، از ميدان گريختند . تا صبح صادق از زير پرده‌ى شب بيرون آمد و حق خالص جلوه‌گر شد . زمامدار به نطق درآمد . عربده‌هاى شياطين خاموش شد و آنان لال شدند . خار نفاق از راه برداشته شد . گره‌هاى كفر و شقاق از هم گشوده شده و دهان‌هاى شما به كلمه‌ى اخلاث باز شد . در ميان گروهى كه سپيدرو و شكم به پشت چسبيده بودند .