تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
به هرحال وقتى رفتيم من از خجالت سرم را بالا نمى كردم . رسم آقاى بروجردى اين بود كه طلاب درس خوان و زحمتكش را دوست مىداشت و تقويت مىكرد بعد از آن كه آن شخص وجوهات خود را پرداخت كرد . آقا خواست مبلغى را به عنوان مساعده به من بدهند . عرض كردم نيازى ندارم آقا فرمود : امر مىكنم كه بگيريد و چون مرجع تقليد من بودند گفتم چشم . يا زمانى كه وجوهات به محضر امام خمينى ( رحمه الله ) مىبرديم . وقتى ايشان مىخواستند به ما چيزى بدهند نمى گرفتيم . مى فرمود چرا ؟ عرض مىكرديم فعلا احتياج نداريم . بعد از مدتى يك شب زنگ حياط به صدا درآمد ديدم شخصى از طرف مرحوم امام ( رحمه الله ) مبلغى را آورده و مى گويد : امام فرموده‌اند : اين را رد نكنيد و لو آن كه مبلغ را به شاگردانت بدهيد و روز بعد كه به درس آمدم به عزيزان و شاگردان گفتم از طرف امام عنايتى رسيده دعايش را به جان امام كنيد . بنابراين روحيه ايمانى طلبه آن قدر بايد قوى باشد كه كوچك ترين چشم داشتى به امانت مردم نداشته باشد زيرا شما بايد الگوى مردم باشيد . « وَ لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ » « 1 » شما مىخواهيد به مردم بگوييد ايها الناس ما را ببينيد و دينتان را از ما ياد بگيريد . پس همه‌ى رفتار و كردار و گفتار شما بايد نمونه باشد . برادران عزيز لحظه به لحظه امتحان مىشويد خيلى مواظب باشيد كه دنيا شما را فريب ندهد . حضرت رسول ( ص ) فرمودند : « وَالذَّهَبَ وَ الفِضَّةَ وَ الْخَيْلِ
هامش
( 1 ) . سوره احزاب آيه 21 .
پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 92 | السيد محمد علي العلوي الگرگاني