تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
حسين ( عليه السلام ) براى رفتن به ميدان از هم سبقت مىگرفتند . هر يك مىگفتند اول من بايد به ميدان جنگ بروم . اينها براثر عقيده و ايمان قوى است . آيا ما داراى اين روحيات هستيم . كسانى كه به درجات عاليه مىرسند داراى اين روحيه هستند . آن گاه حضرت فرمود : هر كس از آتش الهى مىترسد دنبال شهوات نمى رود كسى كه اعتقاد دارد دست زدن به سيم برق او را از بين مىبرد دست نمى زند و اينكه بشر دنبال هر كارى مىرود به خاطر اين است كه هنوز باورش نشده كه دنبال گناه و شهوات رفتن او را گرفتار عذاب خواهد كرد . بعد فرمود : هر كس در انتظار مرگ است دنبال لذتها و خوشگذرانى ها نمى رود و رفتن به دنبال لذائد نشان دهنده‌ى اين است كه در انتظار مرگ نيستيم . روايت است اگر كسى درروز بيست مرتبه ياد مرگ كند نامش جزء زاهدين نوشته مىشود . چقدر خوب است انسان به ياد مرگ باشد . از ياد مرگ بودن دو جور برداشت مىشود يكى اينكه انسان هميشه در حال وحشت و اضطراب باشد و ديگر اينكه ياد مرگ باشد يعنى چه زمانى مىشود كه بروم و مقام خود را ببينم . يك عمر كار خير كرده و اهل سعادت شده ، گناه نكرده و به ياد مرگ بوده حالا مىخواهد ببيند اين كارهايى را كه كرده ، خدا چه مقامى به او مىدهد . براى عيادت يكى از علماء قم به نام مرحوم آيت الله حاج شيخ مصطفى صادقى كه مدتى كسالت داشت رفتيم . خيلى خوشحال بود احوال پرسى كرديم فرمود : خيلى خوب هستم گفتم چه طور فرمود : انتظار مرگ را دارم و از خدا مىخواهم اگر صلاح مىداند مرگ مرا برساند گفتيم براى چه آيا از درد و ناراحتى مىگوييد ؟ فرمود خير .