تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
لا يَعْلَمُونَ « 1 » او كه اسطوره‌ى علم و تقوا و فضيلت بود با آن مردم نادان و متعصب دوران جاهليت اين طور بود . با اين رفتار شايسته و عالى به آنان مىفهماند كه اگر مىدانستيد به چه كسى سنگ مىزنيد ، هرگز اين كار را نمى كرديد . فلذا ممكن است در بعضى جاها قدر اهل علم را ندانند لكن اين شما هستيد كه بايد آنها را تحمل كرده و هدايت نماييد . نقل شده روزى يك مرد شامى با امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) برخورد كرد و به آن حضرت جسارت نمود . حضرت فرمود : اى مرد اگر گرسنه هستى بيا تا تو را سير كنم و اگر برهنه هستى بيا تا به تو لباس دهم . آن قدر برخورد محبت آميز فرزند رسول الله ( ص ) در آن مرد شامى اثر گذاشت كه او از عمل خود پشيمان شده بود . كسى كه مىخواهد رهبر جامعه شود و پيشواى ملتى باشد بايد همانند اولياء با مردم رفتار كند . البته ممكن است در بعضى جاها براى رضاى خدا و حفظ آبروى مردم و به خاطر دين غضب لازم باشد كه بحث ديگرى دارد . « وَ الَّذينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً وَ يَقُولُونَ لِلْنّاسِ حُسْناً » « 2 » بندگان خدا كسانى هستند كه در خلوت شب‌ها به سجده مىافتند و با خداى خود راز و نياز مىكنند و با مردم با نيكى سخن مى گويند . وَ اذا مَرُّوا بِالْلَّغْوِ مَرُّوا كِراماً از كنار لغويات به بزرگوارى مىگذرند . ما بايد مواظب باشيم كارهايى كه بر خلاف شأن روحانيت است انجام ندهيم و لو آن كه به ظاهر مباح است . در جلسه‌اى ديدم در غياب شخصيتى دارند بدگويى او را مىكنند معلوم شد آن شخصيت
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 20 ، صفحه 20 . ( 2 ) . سوره فرقان آيه 64 .
پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 150 | السيد محمد علي العلوي الگرگاني