تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
كانَ هؤُلآءِ مِمَّنْ خُلِقَتْ الْارْضُ لَهُمْ وَ بِهِمْ يُمْطَرُونَ وَ يُنْصَرُونَ وَ عَلي امامُهُمْ وَ شَهِدَوا عَلي فاطِمَةَ ( عليها السلام ) « 1 » . وقتى ابن مسعود بر جنازه ابوذر نماز خواند و او را به خاك سپرد ، خليفه سوم او را احضار نمود و از او باز خواست كرد كه چرا بر ابوذر كه مورد خشم من است نمازخواندى و او را دفن كردى و براى اين خاطر او را چهل تازيانه زد . « 2 » از مفاخر ابن مسعود است كه وقتى حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) از دنيا رفت و به شهادت رسيد از جمله اشخاص انگشت شمارى بود كه على ( عليه السلام ) به او اجازه داد تا بر جنازه دختر پيغمبر حاضر شده و نماز بخواند و عاقبت ابن مسعود بر اثر ضربات لگدى كه توسط خليفه سوم متحمل شده بود ، در سن شصت و چند سالگى از دنيا رحلت كرد . اين حديث در جلد سوم وافى باب مواعظ رسول الله ( ص ) صفحه 57 الحديث الثانى مذكور است .

2 - صبر در مشكلات

فَقَدْ رَوَاها عَبدُ الله ابْنِ مَسعُود قالَ دَخَلتُ انَا وَخَمسَةُ ( رَهطٍ ) مِن اصحابِنا يَوماً عَلي رَسُولِ اللهِ وَ قَدْ اصابَتْنَا مُجاعَةً شَديدةً وَ لَم يَكُن ذُقْنا مُنذُ اربَعَة اشهُر الّا الْماءَ وَ الَّلبَن وَ وَرقَ الشَّجَر . عبد الله بن مسعود مى گويد : روزى من و پنج نفر ( يا گروه ) ديگر از اصحاب به محضر مبارك رسول الله ( ص ) رسيديم درحالى كه گرسنگى شديدى بر ما حاكم شده بود و مدت چهار ماه جز آب و شير و برگ درخت چيز ديگر نخورده بوديم .
هامش
( 1 ) . سفينة البحارج 2 صفحه‌ى 139 . ( 2 ) . كشف البيان صفحه 47 .