از علما و مراجع برجسته قرن سيزدهم بودو كتابهاى درسى « مكاسب » و « رسائل » كه در حوزههاى علميه تدريس مىشود ، از تأليفات ايشان است . وى زاهد و عابدى بىمانند بود و از نظر علم و جنبههاى معنوى ، يگانه عصر بشمار مىآمد .
وقتى به مادرش گفتند : « فرزندت به درجات عالى علم و تقوى رسيده است » وى در پاسخ گفت : « من در انتظار آن بودم كه فرزندم ترقى بيشترى داشته باشد زيرا من به او شير ندادم مگر اينكه با وضو بودم ، حتى در شبهاى سرد زمستان هم بدون وضو او را شير نمىدادم . » « 1 »
مىگويند وقتى آيتاللّه شيخ فضل ا . . . نورى را به جرم دفاع از حكومت مشروعه به جاى مشروطه زندانى كردند ، پسرى داشته كه به زندانى و دار زدن پدرش اصرار داشت . در زندان علت را از شيخ سؤال كردند . ايشان گفتند : « خود من هم انتظار داشتم كه پسرم چنين از كار در آيد » . چون شيخ تعجب آنان را ديد گفت : « اين پسر در نجف متولد شد . در آن هنگام مادرش بيمار بود و شير نداشت . به ناچار دايهاى براى شير دادن او گرفتيم . پس از سپرى شدن مدت شير دهى متوجه شديم كه دايه نه تنها سنّى مذهب بوده بلكه از دشمنان سرسخت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز بوده است . كار به جايى رسيد كه وقتى پدرش را دار مىزدند پسر در بين جمع ايستاده و به دار آويختن پدر را تماشا مىكرد و بدان كف مىزد . « 2 »
اثر تغذيهى حلال در تربيت دوران كودكى :
هنگامى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم هفت ساله بود ، يهوديان كه نشانههايى ازپيامبرى را دراو ديدند ، درصدد بعضى امتحانات برآمدند و با خود گفتند : ما در كتابهاىمان خواندهايم كه پيامبراسلام ازغذاى حرام و شبهه ، دورى مىكند ، خوب است او را امتحان كنيم .
بنابراين مرغى را دزديدند و براى حضرت ابوطالب فرستادند تا همه به عنوان
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان ، ص 38 .