مخارج حجش را نيز دارد و در صورت رفتن او به حج ، شوهرش براى مخارج به زحمت مىافتد اگر به زحمت افتادن شوهر ، موجب حرج براى زن نباشد مستطيع است و بايد به حج برود و به زحمت افتادن شوهر ، مانع استطاعت زن نمىشود .
« 54 » م - كسى كه در محل خودش مستطيع نيست واجب نيست به حج برود هرچند استطاعت حج ميقاتى را داشته باشد ، ولى اگر رفت و وقتى به ميقات رسيد استطاعت حج از آنجا را با همه شرايط ديگر داشت مستطيع مىشود و كفايت از حجة الاسلام مىكند .
« 55 » م - كسى كه بعد از استطاعت مالى بدون تأخير ، سعى در رفتن به حج داشته و در قرعهكشى شركت نموده و از جهت اينكه قرعه به نامش اصابت نكرده نتوانسته به حج برود در صورتى كه طريق مشروع منحصر به اين راه بوده مستطيع نشده و حج بر او واجب نيست ولى اگر مسامحه كرد و تأخير نمود در صورتى كه مطمئن باشد كه اگر در مرحله قبل شركت مىكرد قرعه بنامش اصابت مىكرد و در سالهاى بعد هم در قرعهكشى شركت كرد حج بر او مستقر شده است هرچند قرعه بنام او اصابت نكند .
« 56 » م - كسى كه براى حج نيابتى ، اجير شده و بعد در همان سال استطاعت مالى پيدا كرده چنانچه براى حج در آن سال اجير شده باشد بايد حج نيابتى را بجا آورد و اگر استطاعت او باقى ماند ، حج خودش را در سال بعد انجام دهد .
« 57 » م - در حصول استطاعت فرقى نيست بين اينكه در ماههاى حج يعنى شوال و ذيقعده و ذيحجه مال پيدا كند يا قبل از آن ، كه عرفا صدق موسم
مناسك حج همراه با ادعيه و زيارات (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص١٥