موضوع با سوگند شرعى اثبات شود قسم را بايد همسر موقّت كه مدّعى دائمى بودن است ياد كند يا قسم متوجّه همسر دائمى است كه منكر ادّعاى مدّعى است ؟
ج 18 - اينطور كه تقرير شده همسر دوّم در حقيقت ادّعا بر ميّت دارد و لذا بايد قسم تغليظى در دائمى بودن عقد بخورد و احكام عقد دائم بر آن مترتّب مىشود ولى اگر به طورى ادّعا كند كه ادّعا بر زوجه اوّل باشد تحالف پيش مىآيد و هر دو قسم مىخورند و در صورتى كه هر دو قسم خوردند بايد با مصالحه ، احكامى مثل ارث تقسيم شود .
س 19 - اينجانبه ولىّ قهرى ندارم و هيچگونه اطّلاعى به مسائل شرعى ندارم و مصلحت و مفسده خود را هم تشخيص نمىدهم ، شخصى كه از مسائل شرعى اطّلاع كامل دارد و با علم به حكم ، اينجانبه را فريب داده است و بدون تعيين مهريه و بدون وكالت از اين جانبه پيش خودش عقد موقّت را جارى نموده و به اينجانبه گفت من تو را به عقد دائم خود در مىآورم و گفت چون صيغه موقّت را خواندم اگر عمل زناشوئى انجام نگيرد عقد دائم شرعاً امكان ندارد اينجانبه از روى سادگى و عوامى پذيرفتم و هنگامى كه به آمال شيطانى خود رسيده و از اين جانبه ازاله بكارت نمود مبلغى را به اين جانبه داده و گفت اين مهريه توست چون از اوّل هيچگونه مهريهاى تعيين نشده بود با توجّه به مطالب فوق :
1 - آيا با عدم تعيين مهريه زنا انجام داده ؟
2 - آيا از عدالت ساقط است ؟
3 - آيا مهرالمثل و ارش البكارت را بايد بدهد يا خير ؟
ج 19 - بر مبناى آنچه كه در متن استفتاء آمده و با فرض مذكور :
1 - چنانچه مهريه و مدّت عقد معيّن نشده باشد عقد محكوم به بطلان است و در صورت علم به اين مسئله كه عقد باطل است ، زنا محقّق مىشود .
2 - با انجام دادن گناه كبيره انسان از عدالت خارج مىشود .
3 - مهر المثل و ارش بكارت بايد پرداخت شود .
أجوبة المسائل (پاسخ به جديدترين استفتاءات) (فارسى) — صفحة 451
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص٤٥١