تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
دوم آن كه كفن يا چيز ديگرى كه با ميّت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضىنشود كه در قبر بماند و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميّت كه به ورثه او رسيده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند كه آن چيز در قبر بماند ، ولى اگر وصيّت كرده در مواردى كه وصيّت او هم نافذ باشد دعا يا قرآن يا انگشترى را با او دفن كنند ، براى بيرون آوردن اينها نمىتوانند قبر را بشكافند . سوم آن كه ميّت بىغسل يا بىكفن دفن شده باشد ، يا بفهمند غسلش باطل بوده يا به غير دستور شرع كفن شده ، يا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‌اند . چهارم آن كه براى ثابت شدن حقّى بخواهند بدن ميّت را ببينند . پنجم آن كه ميّت را در جايى كه بىاحترامى به اوست مثل قبرستان كفّار يا جايى كه كثافت وخاكرو به مىريزند ، دفن كرده باشند . ششم آن كه براى يك مطلب شرعى كه اهميّت آن از شكافتن قبر بيشتر است ، قبر را بشكافند ، مثلًا بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله‌اى كه دفنش كرده‌اند ، بيرون آورند . هفتم آن كه بترسند درنده‌اى بدن ميّت را پاره كند ، يا سيل او را ببرد ، يا دشمن بيرون آورد . هشتم آن كه قسمتى از بدن ميّت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند ، ولى احتياط مستحبّ آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميّت ديده نشود .

غسلهاى مستحبّ

مسأله 650 - غسل‌هاى مستحبّ در شرع مقدّس اسلام بسيار است و از آن جمله است : 1 - غسل جمعه ، و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر و بهتر است نزديك ظهر بجا آورده شود و اگر تا ظهر انجام ندهد بهتر است كه بدون نيّت ادا و قضا تا غروب جمعه بجا آورد ، و اگر در روز جمعه غسل نكند مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 109 | السيد محمد علي العلوي الگرگاني