هدفى كه در نظريهء سوم به طور مبسوط خواهيم گفت عبارت بود از قرار دادن امت در مسير تاريخى صحيح آن - نبود ، بايد براى حركت خويش معنايى معقول و محتوايى الهى و اسلامى ارائه داد تا بدين وسيله به بيان حقيقت براى مردم بپردازد چرا كه مشكل در آن برهه ، مشكل بعد سياسى و اجتماعى زندگى مردم بود زيرا در آن زمان افراد امت اسلامى احكام شرعى [ فردى ] را به جا مىآوردند ؛ نماز مىخواندند ، روزه مىگرفتند ، حج به جاى مىآوردند . . . چنان كه معاويه به آنان گفت : « اى مردم ! من با شما نجنگيدم كه روزه بگيرد و نماز بخوانيد و به حج رويد » . سعيد بن سويد نقل مىكند كه : « معاويه در نخليه با ما نماز جمعه خواند . سپس ما را مورد خطاب قرار داد و گفت : من با شما نجنگيدم كه روزه بگيريد و نماز بخوانيد و حج برويد و زكات بدهيد . چون مىدانستم كه اين كارها را انجام مىدهيد . بلكه با شما جنگيدم كه بر شما امارت و حكومت يابم . خداوند اين نعمت را به من داد در حالى كه شما از آن كراهت داشتيد » . « 1 »
بنابراين در زمان معاويه ، مردم روزه مىگرفتند ، نماز مىخواندند و احكام فردى در آن دوره برپا بود . بلى ، اين خط منحرف رهبرى سبب مىشد كه در طول زمان ، دين حتى در
هامش
( 1 ) - البدايهء و النهايهء ، لإبن كثير ، ج 8 : و مقاتل الطالبين : 46 .