« هشتم » صاحب مال خصوصيات جنس معينى را كه طرف نديده به او بگويد ، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است ، كه در اين صورت طرف مىتواند معامله را به هم بزند و آن را ( خيار رؤيت ) گويند .
« نهم » اگر مشترى پول جنسى را كه خريده و شرط نكرده كه در پرداخت پول تأخير كند تا سه روز ندهد ، اگر فروشنده جنس را تحويل نداده باشد مىتواند معامله را به هم بزند ، ولى اگر جنسى را كه خريده مثل بعضى از ميوهها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مىشود ، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را به تأخير بيندازد ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند و آن را ( خيار تأخير ) گويند .
« دهم » كسى كه حيوانى را خريده تا سه روز مىتواند معامله را به هم بزند و اگر در عوض چيزى كه فروخته حيوان گرفته باشد ، فروشنده هم تا سه روز مىتواند معامله را به هم بزند و آن را ( خيار حيوان ) گويند .
« يازدهم » فروشنده نتواند جنسى را كه فروخته تحويل دهد ؛ مثلًا اسبى را كه فروخته فرار نمايد كه در اين صورت مشترى مىتواند معامله را به هم بزند و آن را ( خيار تعذّر تسليم ) گويند و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد .
مسأله 2133 - اگر خريدار قيمت جنس را نداند يا در موقع معامله غفلت كند و جنس را گرانتر از قيمت معمولى آن بخرد ، چنانچه به قدرى گران خريده كه مردم به آن اهميت مىدهند ، مىتواند معامله را به هم بزند و نيز اگر فروشنده قيمت جنس را نداند يا موقع معامله غفلت كند و جنس را ارزانتر از قيمت آن بفروشد در صورتى كه مردم به مقدارى كه ارزان فروخته اهميت بدهند ، مىتواند معامله را به هم بزند و در صورتى كه قيمت سوقى آن مال افزايش يافته به نحوى كه فسخ به ضرر باشد بعيد نيست كه مغبون حق دارد تفاوت
توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 452
مساهمون: السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
ص٤٥٢