در مسألهء امامت ، امامت اوّلين امام فقط با تصريح پيامبر صلى الله عليه و آله اثبات مىشود و چون در باب امامت عامه ، اثبات شده است كه امامت امام ، به تعيين نبى از جانب خداوند است ، معجزهاى كه از امام ظاهر مىشود ، همانگونه كه به طور مستقل دليل بر صدق دعواى امامت است ، دليل بر نصّ نبى هم هست - اگر چنين نصى و تصريحى از پيامبر صلى الله عليه و آله در دسترس نباشد ، تمسك به دلايل عقلى بر مسألهء امامت خاصه براى اثبات وجود نصّ است .
مثل اينكه گفته شود ، بر پيامبر واجب است - با اينكه خداوند حكيم بر طبق حكمت پيامبر را مأمور به تنصيص بر امامت نموده - امام بعد از خود را معيّن و معرفى كند ، هرچند نصّ او از دسترس ما خارج شده يا اجمال پيدا كرده باشد يا در دلالت آن شبهه شود . چون ادعاى نصّ در حقّ احدى جز يك شخص معيّن - حضرت على بن ابىطالب عليه السلام - نشده است ، پس عقلًا فرد تعيين شده از جانب خدا و رسول غير از حضرت على بن ابىطالب عليه السلام نخواهد بود .
يا گفته مىشود چون شرط امام - كه منصوب از جانب خدا و پيامبر براى زعامت در امور دين و دنياى بشر است - عصمت است و در حقّ احدى غير از حضرت على بن ابىطالب عليه السلام هم ادعاى عصمت نشدهاست ، بنابراين عقلًا حضرت على بن ابىطالب عليه السلام امام منصوب و معصوم است .
همچنين در مورد امامت امام دوازدهم گفته مىشود كه بر حسب
گفتمان مهدويت (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٨٣