يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ . . . » ؛ « 1 » [ « در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان بازگردانند ، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد » . ]
از اين آيه اصل اختصاص رهبرى به رسول و اولى الأمر كه همان امامان معصوماند استفاده مىشود .
بر حسب احاديث متواتر ، پيامبر صلى الله عليه و آله اين مرجع صالح را كه همان عترت آن حضرت و ائمهء معصومين عليهم السلام هستند به صراحت معرفى كردند و فرمودند : آنها با قرآن و قرآن با آنهاست و از هم جدا نخواهند شد .
و حتّى در ضمن يك حديث اضافه كردند :
« فان فينا اهل البيت في كل خلف عدولًا ينفون عنه تحريف الغالين و انتهال المبطلين » ؛ « 2 » [ « در ميان ما اهل بيت ، در هر نسلى ، كسانى هستند كه در دين استوارند و هرگونه تحريف غلوكنندگان و فتنه اهل باطل را ، از دين دور مىكنند » . ]
ب ) مبدأ طرح مسأله خلافت :
مسألهء « رهبرى امّت در دورهء بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله » از همان آغاز بعثت و نزول وحى ، كم و بيش مورد توجّه بوده است و حتّى داستان آن شخص كه ايمان آوردن به آن حضرت را مشروط به اين كرد كه بعد از آن حضرت ، رهبرى با او باشد ، ولى حضرت نپذيرفتند ، مشهور است .
اصل ديدگاه شيعه در مورد جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله مطلبى است كه
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيه 83 .
( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 2 ، ص 92 ، ح 21 .