ضللت عن دينى » ؛ « 1 » « خدايا حجّت خويش را به من بشناسان كه اگر حجّت خود را به من نشناسانى ، از مسير دين خويش گمراه خواهم شد » .
و فرمودهاند : « من انكر المهدى فقد كفر » ؛ « هركس مهدى عليه السلام را انكار كند ، كافر گرديده است » .
و فرمودهاند : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » ؛ « 2 » « هركس بميرد در حالى كه امام زمانش را نشناخته باشد به مردن جاهليّت مرده است » .
براين اساس است كه دين اسلام جز در محدودهء « تشيّع - كه همان تبعيّت دينى است - شكل نمىگيرد و تبعيّت از فرامين دينى جز براساس « امامت » - كه همان رهبرى الهى است - معنا پيدا نمىكند و اعتقاد به امامت و رهبرى در دوران پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، جز با قبول « مهدويّت » - كه همان جهانشمولى هدايت است - سامان نمىيابد .
« تشيّع » چيزى جز حقيقت اسلام ناب محمّدى نيست .
« امامت » چيزى جز استمرار رسالت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيست .
و « مهديّت » چيزى جز حيات و پويايى امامت در عصر غيبت و حاكميّت جهانى يافتن توحيد و عدالت در عصر ظهور نيست .
همين نوع نگرش است كه دشمنان اسلام را در طىّ تاريخ به توطئهچينى و دسيسهورزىهاى گوناگون براى محو تشيّع و امامت و مهدويّت وادار ساخته است .
همواره به منظور پيدايش زمينه براى فعاليت پيروان كفر و نفاق ،
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 337 ، ح 5 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 8 ، ص 368 ، ح 41 .