مصدّق و اوصياى او ، اين شواهد قطعآور را نيز داريم ، ايمان نداشته باشيم ؟
مسلمانان صدر اوّل اسلام در خبر پيغمبر از نزول عيسى و ظهور مهدى عليهم السّلام و فتن آخر الزمان شك نداشتند ، و همه معتقد بودند و ايمان داشتند كه اين اخبار صددرصد مطابق واقع و حقيقت است بعد كه مرور زمان و گذشت اعصار آنچه را پيامبر اعظم خبر داده بود بموقع و در وقت خود نشان داد ، در صحت آن قسمتى كه بايد در آيندههاى ديگر واقع شود شك و ترديد هرگز راه نخواهد يافت .
اگر يك نفر به شما اطلاع بدهد كه : فردا شخصى از فلان شهر با اين علامات و نشانيها خواهد آمد و يك ماه ديگر ده نفر به اين علامات وارد مىشوند و پنج ماه ديگر پانصد نفر مىآيند و يك سال ديگر هزار نفر مىرسند و دو سال ديگر در آن شهر انقلاب مىشود و حكومت تغيير مىكند و بيست سال ديگر در آنجا جنگ روى مىدهد و پنجاه سال ديگر زمامدار آنجا را مىكشند و صد سال بعد . . . و دويست سال بعد . . .
شما اين خبرها را هرچند تصديق نمىكنيد رد هم نمىنمائيد ، چون راه نفى احتمال صحت آن بر شما بسته است ، تا فردا صبر مىكنيد اگر آن شخص اوّل با آن نشانيها و علامات آمد تعجب مىكنيد و احتمال صحت خبرهاى ديگر نزد شما قوّت مىگيرد .
يك ماه بعد كه آن ده نفر آمدند ، احتمال شما تقريبا مبدّل به قطع و يقين به درستى خبرهاى او مىشود .
خبر سوّم كه واقع شد ديگر يقين شما ثابت مىشود .
نويد امن و امان (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٦