كردن عمر و مبارزه با پيرى كوتاه بدانند زيرا مسأله طول عمر و بقاء جوانى آن حضرت مسألهاى نيست كه از نظر عقل احتياج به اين مؤيدات داشته باشد . مسأله ، مسألهء عموم قدرت خدا و اعجاز و خرق عادت و نفوذ مشيّت الهى است و در اين گونه امور ، وجود اين مؤيدات و عدم آن تأثيرى ندارد .
امّا اخبار
صدوق در « كمال الدين » و على بن محمد خزاز رازى در « كفاية الاثر » از حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام در ضمن حديثى روايت كردهاند كه فرمود : فرزند نهم از فرزندان برادرم حسين عليه السّلام را خدا عمرش را در غيبتش طولانى نمايد ، سپس به قدرت خود او را آشكار سازد ، در صورت جوانى كه كمتر از چهل سال داشته باشد :
« و ذلك ليعلم أنّ اللّه على كلّ شيء قدير » « 1 »
و نيز صدوق از حضرت رضا عليه السّلام در ضمن حديثى چنين روايت كرده است :
« القائم هو الّذى اذا خرج كل فى سنّ الشّيوخ و منظر الشّبّان قوى فى بدنه » « 2 »
« قائم آن كسى است كه وقتى ظاهر شود در سن پيران و منظر و سيماى جوانان و با قوت بدن باشد » .
و از ابى الصلت هروى منقول است كه گفتم به حضرت رضا عليه السّلام :
هامش
( 1 ) - منتخب الاثر ، ص 206 ، ف 2 ، ب 10 ، ح 6 .
( 2 ) - منتخب الاثر ، باب 17 ، ف 2 ، ح 2 ، ص 221 .