عالم و دانشمند ساختمان جهان را بر اساس منطق و نظام صحيح مىداند و اين ظواهر را گنجينه حقايق مىشناسد و عالم را مدرسهاى مىبيند كه بايد در آن حكمت و علم بياموزد و از بحث در خواص ، لوازم و آثار اجزاى اين عالم لذّت مىبرد و همين الغاز و معميات برايش لذتبخش است و تحيّر او كه نتيجهء يك عمر تحصيل و كاوش است ، بهترين لذائد زندگى دانشمندانه او است كه هيچ لذتى با آن برابر نمىشود .
او جهان را مانند يك مسأله پيچيدهء رياضى و هندسى مىبيند كه در ظاهر ، حل آن آسان است ولى وقتى وارد مىشود هرچه جلوتر مىرود غموضت و دشوارى و پيچيدگى آن را بيشتر مىفهمد .
اين منظره براى شخص متفكر و فيلسوف بسيار نشاطبخش است و مىخواهد كه حيرت بر حيرتش افزوده شود و به جائى برسد كه ببيند عقل او مسلح به سلاحى كه بتواند به جنگ تمام اين مجهولات برود نيست و اين آيه قرآن مجيد را با معرفت و بصيرت تلاوت كند :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
« 1 »
« اگر هر درخت قلم بشود و آب دريا به اضافه هفت درياى ديگر مركب گردد باز نگارش كلمات خداوند تمام نگردد » .
هامش
- نعمة » تلخيص از مجله ماهيانه « بوبيلدر ساينس » « المختار من ريدر زدايجست » ص 106 شماره اكتبر ، 1959 .
( 1 ) - سورهء لقمان ، آيهء 27 .