حكمت و فلسفهء غيبت
وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
« 1 »
بيشتر مردم گمان مىكنند حقايق اشيا را شناخته و آنچه را ديده و شنيده و پوشيده و چشيده و لمس كردهاند به حقيقتش رسيدهاند و شايد كمترين توجه و عنايتى به مجهولات خود نداشته باشند .
آن كشاورز و باغدارى كه در صحرا و باغ به كشاورزى و باغدارى مشغول است ، تصور مىكند هيچ چيز از اشيائى كه با آنها سروكار دارد از زمين و خاك و خاشاك و آب و هسته و ريشه و ساقه و شاخ و برگ و شكوفه و ميوه و دانه و سنگ و آفات نباتى بر او مجهول نيست . كارگر معدن ، چوپان گوسفندچران ، دامدار و همه تصور مىكنند دستكم چيزهاى زير نظر خود را شناختهاند .
افرادى كه كموبيش درس خواندهاند نيز گرفتار همين اشتباه شده و خود را عالم به حقايق اشياء مىشمارند .
مهندس برق ، معدن ، كشاورزى ، پزشك متخصص در رشته پوست ،
هامش
( 1 ) - سورهء طه ، آيهء 114 .