چون تعداد قائلين آنها اگر داراى افرادى بودهاند ، معلوم نيست ، به نظر نمىرسد از چند نفر تجاوز كرده باشد و يا معلوم نيست كه آنها در نظر خود تا چه مدّت و چه مقدار ثابت قدم ماندهاند ، لذا نبايد آنها از فِرَق محسوب شوند ، و گرنه تعداد فرقهها به صدها و هزارها خواهد رسيد .
شيخ مفيد و شيخ طوسى 0 نيز همينگونه نظر دادهاند .
شيخ مفيد در جلد دوم « الفصول المختاره » اين فرقهها را به نقل از نوبختى نام مىبرد و مىفرمايد : هيچ يك از اين فرقهها به جز شيعه در زمان ما - سال 372 ه . ق - وجود خارجى ندارند .
بنابراين معلوم مىشود كه اصلًا اين فرقهها از موجوديّتى آنچنانى كه قابل اشاره باشند ، برخوردار نبودهاند .
البته اگر رأيى به آنها نسبت مىدهند ، - هرچند اظهار كنندهء مشخصى نداشته باشد - بايد مورد بررسى قرار گيرد ، چنانكه شيخ مفيد و شيخ طوسى اين بررسىها را انجام دادهاند و بطلان ديدگاههاى همه اين فرقهها ، غير از اماميه اثنى عشريه را ثابت نمودهاند .
و خلاصه كلام اينكه كتابهاى ملل و نحل در شمارش گروهها و فرقهها ، گرفتار مسامحه و مبالغه شدهاند .
لذا به مطالب اين قبيل از كتابها - جز در مورد فِرَقى كه هم اكنون موجودند و يا تاريخ و مصادر معتبر موجوديت آنها را به عنوان يك گروه تأييد مىكند - نمىتوان اعتنا كرد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٩٨