عقايد حقّه عقل و فطرت انسانى و وحى عناللَّه است .
بر اين اساس حتّى در پيدايش اعتقاد به ظهور مهدى منجى عليه السلام هيچ عامل اجتماعى يا اقتصادى يا سياسى مؤثر نبوده و نيست . منشأ و مأخذ آن اخبار انبياء ، صحف آسمانى ، رهنمودها ، اخبار و سخنان شخص حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله ، حضرت اميرالمؤمنين و ساير ائمهء معصومين عليهم السلام است .
گرچه دعاوى دروغين در مورد مهدويّت بر اساس مقام پرستى و غرضهاى سياسى بوده است . مع ذلك از تحليل و شناختن ريشهء اصلى بروز اين دعاوى و ظهور مدعيان دروغين به اين واقعيت هم مىرسيم كه يك حقيقت مسلّمى در كار بوده كه اين دعاوى و تحريفات در اطراف آن پيدا شده و دست آويز اشخاصى قرار گرفته است .
چنانكه در اصل اعتقاد به خدا و وحى و نبوّت مىبينيم كه يك واقعيّتهايى وجود دارد و زمينهء قبول آنها هم در دل مردم موجود است كه افرادى فرصت طلب از اين امر سوء استفاده كرده و در طول تاريخ ادعاى خدايى يا پيامبرى كردهاند .
مسألهء مهدى عليه السلام نيز - چون از طرف خود پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح شده و صحابه از آن حضرت شنيده و بازگو كردهاند - يك واقعيّتى است كه مورد قبول همه بوده است .
به همين خاطر مورد سوء استفاده قرار گرفته است و افرادى آن را براى اغراض مختلف - كه در اغلب سياسى بوده است - دستاويز قرار دادهاند .
اگر مسألهء مهدويّت واقعيّت نداشت ، افرادى اين همه در اطراف آن به تحريف دست نمىزدند ، پس اين سوء استفادهها خود اين مطلب را ثابت مىكنند كه اين مسأله به عنوان يك واقعيت مورد پذيرش همه بوده است .
حوادث ممكن است بشر را به حقايق راهنمايى كند ، همانطور كه حضرت ابراهيم عليه السلام آن موحّد بزرگ ، با استفاده از حوادث ، خداشناسى را به مردم آموخت .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٨٩