نمىيابد ، مگر دو نفر كه خبر دهند » . « 1 »
شورش دجّال
1 . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هر پيامبرى كه بعد از نوح عليه السلام آمده قومش را از دجال ترسانيد و من هم شما را از او مىترسانم » . سپس فرمود : « شايد بعضى از كسانى كه مرا مىبينند يا سخنم را مىشنوند ، او را درك كنند » . گفتند : « اى رسول خدا ! قلوب ما در آن روز چگونه خواهد بود ؟ » فرمود : « مثل آن ، يعنى روشنتر از آن » . « 2 » 2 . رسول خدا صلى الله عليه و آله در بين مردم ايستاد ، خداوند را به آن مقدار كه شايسته آن است ، سپاس گفت ، سپس دجّال را ياد كرد و فرمود : « من شما را از او مىترسانم و تمام پيامبران ، قوم خودشان را از او ترساندند و نوح عليه السلام قومش را از او ترساند ، ولى به زودى درباره او سخنى خواهم گفت كه هيچ پيامبرى براى قومش نگفته است ، بدانيد كه او يك چشم است » . « 3 » 3 . پيامبر صلى الله عليه و آله حديثى طولانى در مورد دجّال بيان فرمود ، از جمله : « او مىآيد و حال آنكه بر او حرام است كه به اماكن مذهبى شهر بيايد تا اينكه به بعضى از شورهزارها كه در ادامه شهر است ، مىرسد . در آن روز مردى كه بهترين مردم يا از بهترين مردم است ، به سوى او مىرود و به او مىگويد : « شهادت مىدهم ، تو همان دجّالى هستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره او با ما سخن گفته بود » . دجّال مىگويد : « اگر
هامش
( 1 ) . البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان ، باب 4 ، فصل 2 ، ح 15 .
( 2 ) . صحيح ترمذى ، ج 4 ، ص 507 .
( 3 ) . صحيح ترمذى ، ج 4 ، ص 508 .