را ندا مىدهد » .
گفتم : « اى اميرالمؤمنين ! فدايت شوم ، آيا تو اين را روايت مىكنى ؟ »
گفت : « آرى ، قسم به آنكه جانم در دست اوست ، با دو گوشم اين را شنيدم » .
گفتم : « اى اميرالمؤمنين ! اين حديث را تا به حال نشنيده بودم » .
گفت : « اى سيف ! اين حق است . در آن هنگام ، ما اولين كسى هستيم كه آن ندا را جواب مىگوييم ، چون كه مردى از پسرعموهاى ما را ندا مىدهد » .
پرسيدم : « مردى از فرزندان فاطمه عليها السلام است ؟ »
گفت : « آرى ، اى سيف ! اگر اين حديث را از محمّدباقر عليه السلام نشنيده بودم ، ولو تمام اهل زمين آن را نقل مىكردند ، قبول نمىكردم » . « 1 » 38 . حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : وقتى در شب معراج به آسمان هفتم و از آنجا به سدرة المنتهى و سپس به حجب النور رفتم ، خداوند به من فرمود : « اى محمّد ! من پروردگار تو هستم و تو بنده من هستى ؛ پس فقط در برابر من خاضع باش ، فقط مرا عبادت كن ، فقط بر من توكل نما و فقط به من اعتماد داشته باش ، چون من راضى شدم كه تو عبد ، حبيب ، رسول و پيامبر من باشى و برادر تو ، على عليه السلام خليفه من باشد . پس او حجت من بر بندگانم و امامى براى مردم است . به وسيله على عليه السلام دوستان من از دشمنانم تشخيص داده مىشوند ، به واسطه او ، حزب من از حزب شيطان شناخته مىشود ، به وسيله او ، دين من برپا و محكم مىشود و حدود من حفظ و احكام من نافذ مىگردد ، به وسيله ( و واسطه ) تو و على عليه السلام و امامانى كه از فرزندان او هستند به بندگانم رحم مىكنم ، به وسيله مهدى قائم عليه السلام زمين را با تسبيح ، تهليل ، تقديس و تمجيد من آباد مىكنم ، به وسيله او زمين را از دشمنانم
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ص 385 ؛ غيبت شيخ طوسى .