دنبال كسى نمىرود » . « 1 » 19 . از عبدالعظيم بن عبداللَّه حسنى نقل شده است كه گفت : نزد سرور خودم امام هادى عليه السلام وارد شدم ، پس وقتى كه مرا ديد ، فرمود : « اى اباالقاسم ! خوش آمدى .
تو حقيقتاً دوست ما هستى » .
گفتم : « اى پسر رسول خدا ! مىخواهم كه دين خود را به شما عرضه كنم تا اگر مورد رضايت و قبول واقع شد ، بر آن ثابت بمانم تا اينكه خداوند - عزّوجلّ - را ملاقات كنم » .
فرمود : « بگو » . گفتم : « همانا من مىگويم كه خداوند تبارك و تعالى يكى است ، چيزى همانند او نيست ، خارج از دو حد ابطال و تشبيه است ، او نه جسم است ، نه صورت ، نه عرض و نه جوهر ؛ بلكه او جسميت بخش اجسام ، صورت بخش صورتها و خالق عرضها و جوهرهاست و پروردگار همه چيز و مالك آن و قرار دهنده آن و خالق آن است .
همانا محمّد صلى الله عليه و آله بنده و رسول او و خاتم پيامبران است كه پيامبرى بعد از او تا قيامت نخواهد بود و همانا شريعت و دين او تا روز قيامت باقى است و مىگويم كه امام و جانشين و ولى امر بعد از او ، اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام ، سپس حسن عليه السلام ، سپس حسين عليه السلام ، سپس على بن حسين عليه السلام ، سپس محمّد بن على عليه السلام ، سپس جعفر بن محمّد عليه السلام ، سپس موسى بن جعفر عليه السلام ، سپس على بن موسى عليه السلام ، سپس محمّد بن على عليه السلام و سپس شما ، اى مولاى من ! هستيد » .
فرمود : « و بعد از من ، حسن عليه السلام پسرم ؛ وضع مردم در رابطه با امام بعد از او
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ؛ ينابيع المودة ، ص 427 .