تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
فرمود : « اى محمّد ! همانا من در ميان انسان‌ها جستجو نمودم و تو را انتخاب كردم و اسمى از اسامى خودم را براى تو در نظر گرفتم ، من در جايى ياد نمىشوم ، مگر اينكه تو هم همراه من ياد شوى . پس همانا من محمود هستم و تو محمّد هستى . سپس جستجو نمودم و على عليه السلام را انتخاب نمودم و اسمى از اسامى خود را بر او نهادم كه همانا من اعلى هستم و او على است . اى محمّد ! همانا من تو را و على ، فاطمه ، حسن و حسين را از شبح نورى از انوار خويش خلق نمودم و ولايت شما را بر اهل آسمان‌ها و زمين گسترش دادم ، پس كسى كه آن را قبول كند ، نزد من از مؤمنان به حساب مىآيد و كسى كه آن را انكار نمايد ، نزد من كافر شناخته مىشود . اى محمّد ! اگر بنده‌اى از بندگان ، آن چنان مرا عبادت كند كه قطعه قطعه شود و همچون مشك دريده‌اى گردد ؛ ولى ولايت شما را انكار نمايد ، او را نخواهم بخشيد تا اينكه به ولايت شما اقرار نمايد . اى محمّد ! آيا دوست دارى آن‌ها را به تو نشان دهم ؟ » گفتم : « بله » . فرمود : « به سمت راست عرش نگاه كن » . پس نگاه كردم و ديدم على ، فاطمه ، حسن ، حسين ، على ، محمّد ، جعفر ، موسى ، على ، محمّد ، حسن و مهدى عليهم السلام در هاله‌اى از نور هستند و به نماز ايستاده‌اند و مهدى عليه السلام در وسط آن‌ها همچون ستاره‌اى درخشان به چشم مىخورد . پس فرمود : « اى محمّد ! اينان حجت‌هاى من هستند و مهدى عليه السلام بزرگ خاندان توست . اى محمّد ! به عزت و جلالم قسم كه همانا او حجت واجبى براى اولياى من و منتقم دشمنان من است » . « 1 » 14 . از عبداللَّه بن عمر نقل شده كه پيامبراكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « اى على ! من انذار
هامش
( 1 ) . غيبت شيخ طوسى ؛ بحار الانوار ؛ طرايف ؛ غاية المرام ؛ مناقب ؛ ينابيع المودة ، ص 486 .