تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
گفتم : « پس از تو ، امامت به چه كسى مىرسد ؟ » فرمود : « به جعفر عليه السلام كه او سرور فرزندان من و پدر امامان ، راستگو در گفتار و كارهايش است . اى عبدالغفار ! سؤال بزرگ و مهمى پرسيدى و تو لياقت اين را دارى كه جواب سؤالت را بدهم . بدان كه كليد علم و دانش ، سؤال است » و شروع به خواندن اين شعر نمود :
شفاء العمى طول السؤال و انَّما * تمام العمى طول السكوت على الجهل
« شفا و درمان نابينا و نادان ، سؤال بسيار است و تمام نادانى ، خاموشى و سكوت بر نادانى است » . « 1 »

نام‌هاى مبارك امامان دوازده گانه

1 . عبداللَّه بن عباس مىگويد : نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم در حالى كه حسن عليه السلام بر شانه‌اش و حسين عليه السلام بر روى پايش بود و آن دو را مىبوسيد ، فرمود : « خداوندا ! هر كس كه با آن دو ، دوستى كند را دوست بدار و هر كس با آن دو ، دشمنى ورزد را دشمن بدار » . سپس فرمود : « اى ابن عباس ! گويى او را مىبينم كه محاسنش از خونش رنگين و خضاب شده و مردم را به سوى خود دعوت مىكند و به دعوتش پاسخ داده نمىشود و يارى مىطلبد و يارى نمىشود » . گفتم : « اى رسول خدا ! چه كسانى آن كار را مىكشند ؟ » فرمود : « بدكاران امتم ، آن‌ها را چه شده است ؟ خداوند شفاعت من را به آنان نمىرساند » . سپس فرمود : « اى ابن عباس ! هر كه او را با شناخت حقش زيارت كند ، ثواب هزار حج و هزار عمره برايش نوشته مىشود و بدان كه هر كس او را زيارت كند ، گويا مرا زيارت كرده و هر كس مرا زيارت كند ، گويا خداوند را ملاقات نموده
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ؛ بحار الانوار ، ج 36 ، ص 359 .