بامداد ميلاد
قال اللَّه تعالى :
« وَنُرِيدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ » « 1 »
بامداد مبارك و فرخنده و پر ميمنت روز پانزدهم شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجرى طلوع مىكرد ، در امامت سراى حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام شور و هيجان و شوق و انتظار شدت مىيافت . ملائكه در آنجا بيش از هر وقت ديگر آمد و رفت داشتند . انوار رحمت الهى در تابش و لُمعان و فروغ فرّ و شكوه ايزدى درخشان بود .
در ملأ اعلى فرشتگان و كروبيان عالم بالا از نوزادى كه هم اكنون در خاندان نبوّت و شمائل محمدى خود را به عالميان نشان خواهد داد ، در سخن بودند .
بهشت را زينت مىكردند تا محافل جشن و مجالس انس و ذوق ملكوتى برپا كنند . غريو شادى ، نغمههاى روحبخش و طربانگيز حورالعين ، بهشتيان را غرق در حظوظ روحانى كرده بود .
از شب نيمه شعبان دقايقى چند بيشتر باقى نمانده بود ؛ دقايقى كه آرام آرام
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 5 .