بديهى است رسيدن بشر به چنين مقصد عالى آسايش بخش در گرو اسباب چندى است كه از آن جمله : وجود قوانين عادلانه ، تعاليم اجتماعى ، نظامات جزايى و حقوقى ، برنامههاى وسيع تعليم و تربيت صحيح و عمران است كه از آلايش اغراض افراد و طبقات پاك باشد ، و تنها دين مقدّس اسلام به حدّ اعلا اين جهان را تأمين و تضمين نموده است ، و از جمله : ترقّى فكر بشر و توجّه او به لزوم تشكيل چنان اجتماع عادل و درخشان در اثر فشار ظلم ، طغيان ، فراوانى نابكارى ، فساد و عجز زمامداران از اصلاح امور است .
و از آن جمله است : وجود يك رهبر عالى مقام روحانى ، يك رهبر پاك و منزه از احساسات حيوانى ، خشم ، شهوت ، كبر و غرور و خودخواهى . يك رهبرى كه فقط وابسته به خدا باشد و به همه ملّتها ، جمعيتها ، نژادها با چشم مهربانى و تساوى و برابرى كامل نگاه كند كه :
« لا فَضْلَ لِعَرَبِيّ عَلى عَجَمِيّ » ؛
« هيچ فضيلت و برترى براى عربى نسبت به عجمى نيست » .
و
« النّاسُ كُلُّهُمْ سَواسِيَةٌ كَأَسْنانِ الْمُشْطِ » ؛
« همه مردم همانند دندانههاى شانه مساوىاند » .
و
« الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عَيالُ اللَّهِ ؛ فَأَحَبُّهُمْ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعَيالِهِ » ؛
« همه مردم عيال خدايند ، پس محبوبترين ايشان به خدا ، سودمندترينشان بر عيال خدا است » .
رهبران ديگر كه به اين صفات آراسته نيستند و به اين تعاليم آشنايى ندارند ، حتماً نخواهند توانست چنين دنيايى را كه افرادش تشنه يك حكومت عادلانه
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٨٩