و فتنههاى آخرالزمان شك نداشتند ، و همه معتقد بودند و ايمان داشتند كه اين اخبار صد در صد مطابق واقع و حقيقت است . و با مرور زمان و گذشت اعصار ، آنچه را پيامبر اعظم خبر داده بود ، به موقع و در وقت خود نشان داد . در صحّت آن قسمتى كه بايد در آيندههاى ديگر واقع شود ، شك و ترديد هرگز راه نخواهد يافت .
اگر يك نفر به شما اطّلاع بدهد كه : فردا شخصى از فلان شهر با اين علامات و نشانىها خواهد آمد و يك ماه ديگر ، ده نفر به اين علامات وارد مىشوند و پنج ماه ديگر ، پانصد نفر مىآيند و يك سال ديگر ، هزار نفر مىرسند و دو سال ديگر ، در آن شهر انقلاب مىشود و حكومت تغيير مىكند و بيست سال ديگر ، در آنجا جنگ روى مىدهد و پنجاه سال ديگر ، زمامدار آنجا را مىكشند و صد سال بعد . . .
و دويست سال بعد . . .
شما اين خبرها را هرچند تصديق نمىكنيد ، ردّ هم نمىنماييد ؛ چون راه نفى احتمال صحّت آن بر شما بسته است ، تا فردا صبر مىكنيد . اگر آن شخص اوّل با آن نشانىها و علامات آمد ، تعجب مىكنيد و احتمال صحّت خبرهاى ديگر نزد شما قوّت مىگيرد .
يك ماه بعد كه آن ده نفر آمدند ، احتمال شما تقريباً مبدّل به قطع و يقين به درستى خبرهاى او مىشود .
خبر سوّم كه واقع شد ، ديگر يقين شما ثابت مىشود .
و بعد از خبر چهارم و پنجم ، اگر كسى صحّت اين اخبار را انكار نمايد و وقوع آن را بعيد شمارد ، او را غير متعارف و شكّاك مىشناسيد .
پس هرچه خبرها بيشتر با واقع منطبق شود ، در خبر ششم و هفتم و هشتم و نهم و . . . يقين و ايمان شما قوّت و ثباتش بيشتر مىگردد .
اكنون مىگوييم : پيغمبرى كه صادق و مصدّق است و پيامبرى او به معجزات
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 25
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٥