وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِى وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي » . « 1 »
و در سوره آل عمران ، آيه 49 نيز مىفرمايد :
« أَنّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطّينِ » .
و گاهى هم اين وسايط و تأثير آنها - چون استقلال ندارند و به مشيت الهى است ، هرچند واسطهء بالاختيار باشند - الغا مىشود و فعلى كه فعل عبد است ، به خدا نسبت داده مىشود ، چنانكه مىفرمايد :
« وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ رَمى » . « 2 »
و با توجّه به اين نكته ، اعضال و اشكالى كه بعضى در فهم برخى از آيات دارند ، مثل :
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 110 . بعضى خلق را در اين آيه و آيه سوره آلعمران ، به معناى اندازهگيرى و ساختن گرفتهاند و گفتهاند : خلق به معناى احداث و ايجاد و آفريدن فقط از آن خداست . بعضى هم گفتهاند : خلق گاهى اطلاق مىشود و از آن ابداع و آفرينش از عدم اراده مىشود ، و گاهى اطلاق مىشود و از آن اراده مىشود آفرينش چيزى از چيز ديگر . به معنى اوّل بر غير خدا اطلاق نمىشود ؛ امّا به معنى دوم اطلاق آن بر غير خدا جايز است . امّا ممكن است گفته شود : از « وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطّينِ كَهَيَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِى » استفاده مىشود كه عيسى به اذن خدا از گل ، مانند پرنده و به هيأت پرنده مىآفريد ، نه اينكه مانند يك نفر كه با گل بازى كند يا تمرين صنعت مجسّمه سازى نمايد . بنابراين در اين مورد ، همان معنى دوم ( آفرينش يك شىء از شىء ديگر ) مراد است ، و الّا اگر مراد ساختن هيأت پرنده بود كه از هر صورت گر و مجسّمه سازى صادر مىشود ، ديگر جمله " بإذنى " لازم نبود ؛ زيرا همه چيز و همه كارها در يك حساب كلّى به اذن خدا است ؛ امّا اين " إذنى " است كه در اينجا مراد است ؛ اذن و رعايت خاص و قدرت حقّ است و راجع به ابداع و خلق شىء از لا شىء نيز اگرچه اطلاق آن به بعضى معانى ولايت و آثار آن ، كه مشيت اللَّه بر آن جارى شده است ، اشكال عقلى ندارد ؛ امّا على الظاهر جواز آن شرعاً ثابت نيست ؛ بلكه نسبت به اجسام شرعاً ممنوع است .
( 2 ) . سوره انفال ، آيه 17 .