كسى فعلى را به امر و فرمان ديگرى انجام دهد ، آن فعل را - كه مأمور فاعل آن است - به آمر نسبت مىدهند ، چنانكه در « بنى الامير المدينة » مىگويند ، و در اين مطلب ، فرقى بين آمر و ملتمس و تقاضا كننده نيست .
بررسى اين آرا
آنچه به تحقيق ، پيرامون اين آرا و نظرات مىتوان گفت ، اين است كه : استناد تصرف انبيا و اوليا كه در اكوان و صدور خوارق از آنها - كه امرى مسلم است - به هر يك از انحاى مذكور ، في الجمله جايز است و عقلًا و شرعاً شرك خلاف توحيد نيست ، و غلوّ هم نمىباشد . بله ، ممكن است در سعه و ضيق اين مقام و حدود و مراتب آن ، بحث و گفتگو كرد و انبيا و اوليا را نيز داراى درجات متفاضلات دانست ، چنانكه قرآن مجيد مىفرمايد :
« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَآتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيّناتِ وَأَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ . . . » ؛ « 1 »
« برخى از اين پيغمبران را بر برخى ديگر برترى و فضيلت داديم ، بعضى با خدا سخن گفته و بعضى رفعت مقام يافته ، و عيسى پسر مريم را معجزات آشكار داديم و او را به روح القدس نيرو بخشيديم . . . » .
و چنانكه كاملترين مراتب اين مقام و مرتبت ، براى حضرت رسول خاتم صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام ثابت است و چنانكه مراتب انبيا و اوليا به حسب آنچه به آنها از علوم تعليم شده و از حروف اسم اعظم اعطا شده نيز متفاوت است .
مع ذلك ، بعضى از خوارق عادات ، مسلّم است كه فعل خدا است ؛ مانند قرآن مجيد كه ايات متعدده صراحت دارند بر اينكه فعل خدا است و آنچه بر پيغمبر صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 253 .