يا ولىّ واگذار شده ، و نبىّ يا ولىّ ، عامل مطلق مشيّت اللَّه و ارادة اللَّه است وجود ندارد هرچند ممكن است بعضى از اطلاقات را عدّهاى دليل بگيرند ، امّا آنچه به نظر حقير رسيده و فعلًا در نظر است ، اين اطلاقات براى اثبات اين مطلب كافى نيست .
علاوه بر آنكه ظواهر آيات زيادى دلالت دارند كه بسيارى از افعال را خداوند متعال بلاواسطه انجام مىدهد :
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ » ؛ « 1 »
« فرمان نافذ خدا چون اراده خلقت چيزى را كند به محض اينكه بگويد موجود باش بلافاصله موجود مىشود » .
و اگر هم قابل حامل بر فعل به واسطه بدانيم ، يا حمل بر مجرّد صدور فعل از او بنماييم - خواه با واسطه باشد يا بدون واسطه - با توجّه به اينكه موارد بسيارى در قرآن و حديث است كه با عدم قرينه اطلاق و استناد فعل به خدا داده شده است و ظاهر در فعل بدون واسطه است ، اين همه ظواهر را نمىتوان توجيه و بر خلاف ظاهر حمل كرد . در هر صورت اين ادّعا دليل محكمى ندارد ، و قولِ به آن قول به غير علم است .
و اگر گفته شود : به ملاحظهء بعضى از احاديث ، مثل :
« نَزّلُونا عَنِ الرُّبُوبِيَّةِ وَقُولُوا فِي فَضْلِنا ما شِئْتُمْ » ؛
« ما را از مرتبهء ربوبيت و خدايى پايين آوريد ، سپس هرچه مىخواهيد در فضل ما بگوييد » .
اين مقام و منصب براى آن بزرگواران ثابت است .
جواب اين است كه :
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 82 .